پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۱

گوهر راز از دل بی تاب می آید برون

گنج ازین ویرانه چون سیلاب می آید برون

خورده ام از بس که خون دل ز جام زندگی

گر به خاکم خط کشی، خوناب می آید برون

بستن لب بر در روزی کند کار کلید

کوزه از خم پر شراب ناب می آید برون

از میان نازک او گر برآید پیچ و تاب

رشته جان هم ز پیچ و تاب می آید برون

می شود همچشم مجمر زود سقف خانه ام

گر چنین آه از دل بی تاب می آید برون

بس که از سوز دلم دیوار و در تفسیده است

خشک از ویرانه ام سیلاب می آید برون

روزیش خون جگر می گردد از دریای شیر

هر که بی می در شب مهتاب می آید برون

هر که از ناقص عیاری نیست خالص طاعتش

روسیاه از بوته محراب می آید برون

از نگاه کج دل نازک به خون غلطد مرا

از زمین من به ناخن آب می آید برون

از می گلگون یکی صد شد صفای عارضش

گوهر شهوار خوب از آب می آید برون

هر که صائب چون صدف بر لب زند مهر سکوت

از دهانش گوهر سیراب می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۳دشمن از غمخانه من شاد می آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۴آه کی از جان دردآلود می آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۵غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴۶آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴۸دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴۹راز عاشق از لب خاموش می آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵۰تا به عزم صید آن بی‌باک می‌آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.