پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۰

ساقی از میخانه عالمتاب می آید برون

گوهر شهوار خوب از آب می آید برون

عشق سرگردانیی دارد، ولی خون می خورد

کشتی هر کس ازین گرداب می آید برون

در فروغ عشق نور عقل گردیده است محو

وای بر شمعی که در مهتاب می آید برون

پیچ و تاب از جوهر شمشیر اگر بیرون رود

جان عاشق هم ز پیچ و تاب می آید برون

گریه ما بی قراران را عیار دیگرست

جای اشک از چشم ما سیماب می آید برون

صبح از خون شفق دامان خود را پاک کرد

همچنان از زخم ما خوناب می آید برون

بی ظهور عشق عاشق در حجاب نیستی است

ذره با خورشید عالمتاب می آید برون

دست تا بر ساز زد مطرب، دل ما خون گریست

از زمین ما به ناخن آب می آید برون

عقل در هر آب سهلی دست و پا گم می کند

عشق صائب سالم از غرقاب می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۲غم ز محنت خانه من شاد می آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۳دشمن از غمخانه من شاد می آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۴آه کی از جان دردآلود می آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴۵غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴۶آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴۸دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴۹راز عاشق از لب خاموش می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.