پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳۹

چون ز طرف باغ آن سرو روان آید برون

گل ز دنبالش چو سنبل موکشان آید برون

ریزد از خون غزالان حرم رنگ شکار

چون به عزم صید آن ابرو کمان آید برون

می گشاید جوی خون از مغز سنگ خاره را

ناله هر کس چو نی از استخوان آید برون

هر تمنایی که پختم زیر گردون خام شد

زین تنور سرد هیهات است نان آید برون

خامه من پیشتر از نامه می گردد تمام

نی سوار از دشت پر آتش چسان آید برون؟

راز عشق از پرده ناموس بیرون اوفتاد

چون ز تسخیر فروغ مه کتان آید برون؟

آه می آید برون از سینه پر ناوکم

همچو شیری کز میان نیستان آید برون

برنمی گردم به در بستن ازین بستانسرا

بسته ام همت که نخل باغبان آید برون!

سایه میخانه صائب از سر ما کم مباد!

هر که پیر آید به این منزل جوان آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۱گوهر راز از دل بی تاب می آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۲غم ز محنت خانه من شاد می آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۳دشمن از غمخانه من شاد می آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴۴آه کی از جان دردآلود می آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴۵غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴۶آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴۸دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.