پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳۴

جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون

جغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون

فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبز

خوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون

چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دوید

جنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون

هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل است

زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون

پرده بیگانگی چون از میان برداشتند

برهمن از کعبه، زاهد از کنشت آمد برون

جان روشن از غبار آلودگان صائب بجو

باده چون آفتاب از زیر خشت آمد برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۳۶حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۳۷شمع را شب تیغ روشن از نیام آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۳۸نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳۹چون ز طرف باغ آن سرو روان آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴۰ساقی از میخانه عالمتاب می آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴۱گوهر راز از دل بی تاب می آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴۲غم ز محنت خانه من شاد می آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴۳دشمن از غمخانه من شاد می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.