پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳۱

ناله را درد از دل افگار می آرد برون

زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون

تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد

کجروی را راه تنگ از مار می آرد برون

حسن برگیرد همان افتاده خود را ز خاک

سایه را مهر از ته دیوار می آرد برون

سرکشان را می تواند بر سر رحم آورد

هر که تیغ از قبضه کهسار می آرد برون

می خلد در دیده اش خار ندامت عاقبت

راه پیمایی که از پا خار می آرد برون

می برد داغ کلف هر کس که از رخسار ماه

سینه ما را هم از نگار می آرد برون

دید در آیینه گل هر که رخسار خزان

از گلستان دیده خونبار می آرد برون

زلف کافر را غبار خط مسلمان می کند

سر ز جیب سبحه این زنار می آرد برون

دامن از خار شلایین علایق جمع کن

کز گریبان صد گل بی خار می آرد برون

رشته جان را کند هر کس که صائب بی گره

سر ز جیب گوهر شهوار می آرد برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۳۳خط سر از خال لب جانانه می آرد برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۳۴جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۳۵دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳۶حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳۷شمع را شب تیغ روشن از نیام آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳۸نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳۹چون ز طرف باغ آن سرو روان آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴۰ساقی از میخانه عالمتاب می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.