پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲۵

بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من

موج جوهر می زند آیینه زانوی من

بی تو گر پهلو به روی بستر خارا نهم

اضطراب دل زند صد سنگ بر پهلوی من

پنجه دعوی بتابم تیشه فولاد را

بسته تا پیکان او تعویذ بر بازوی من

سهل باشد خار مژگان گر به چشمم سبز شد

شیشه می می کشد قد در کنار جوی من

بس که آمد پا به سنگ محنتم در روزگار

رفته رفته سنگ شد همکاسه زانوی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲۷آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۲۸بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲۹کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳۰عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳۱ناله را درد از دل افگار می آرد برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳۲ناله نی از جگرها آه می آرد برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳۳خط سر از خال لب جانانه می آرد برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳۴جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.