پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲۷

آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من

تکیه گاهش بود در مستی سر زانوی من

این زمان بی اعتبارم، ورنه آن سیب ذقن

در سر مستی مکرر بود دستنبوی من

گل نمی زد بر قفس مرغ گرفتار مرا

آن که حرف سخت می گوید کنون بر روی من

من که در دستم کمان آسمان ها بود نرم

سست گردید از کمان سخت او بازوی من

چون هدف آغوش رغبت عالمی وا کرده اند

تا که را از خاک بردارد کمان ابروی من

چشم پاک من بود از خاک دامنگیرتر

سرو نتواند گذشتن از کنار جوی من

کلک من دارد در انشای سخن دست دگر

آب صائب می شود چون تاک می در جوی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲۹کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۳۰عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۳۱ناله را درد از دل افگار می آرد برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳۲ناله نی از جگرها آه می آرد برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳۳خط سر از خال لب جانانه می آرد برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳۴جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳۵دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳۶حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.