پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲۳

چون زند دامان وحشت بر کمر سودای من

خاک ساکن پر برون آرد ز نقش پای من

گرم رفتاری چو من دشت جنون هرگز نداشت

موی آتش دیده گردد خار زیر پای من

راست می سازد دل شبها نفس موج سراب

راحت منزل ندارد شوق بی پروای من

چون فلک باشد مسلسل دور سرگردانیم

گردباد انگشت حیرت گشت در صحرای من

عشق عالمسوز هر داغی که سوزد بر دلم

عینک دیگر شود بهر دل بینای من

گفتگوی سخت رویان بر دل من بار نیست

هیچ جا لنگر نمی گیرد به خود دریای من

با کمال ناگواریها، گوارا کرده است

محنت امروز را اندیشه فردای من

باده من جام را بی ساقی اندازد به دور

شیشه را چون نار خندان می کند صهبای من

بندهای سست را صائب توان آسان گسیخت

سهل باشد گر نباشد منتظم دنیای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲۵بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۲۶می زند از گریه موج خوشدلی ابروی من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲۷آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲۸بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۲۹کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳۰عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳۱ناله را درد از دل افگار می آرد برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳۲ناله نی از جگرها آه می آرد برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.