پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲۱

عشقبازی بود دایم در جهان آیین من

چون سمندر بود از آتش بستر و بالین من

می شود در بستر تفسیده من گل گلاب

می گدازد شمع را سرگرمی بالین من

فارغ از فکر مکافاتم که خصم کینه جو

زنده زیر خاک باشد از غبار کین من

خواب این دلمردگان از مرگ سنگین تر بود

ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من

بر دل پر شور من دست نوازش بیهده است

پنجه مرجان چو دریا کی دهد تسکین من؟

نیست یک دل کز ملال خاطرم دلگیر نیست

باغ را در بسته دارد غنچه غمگین من

تلخکامی نیست چون من در میان خستگان

زهر چشم یار باشد شربت شیرین من

صائب از غیرت شود خون مشک در ناف غزال

هر کجا در جلوه آید خامه مشکین من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲۳چون زند دامان وحشت بر کمر سودای من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۲۴بس که دارد ناتوانی ریشه در اعضای من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲۵بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲۶می زند از گریه موج خوشدلی ابروی من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۲۷آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲۸بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۲۹کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳۰عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.