پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵۹

نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن

دامن خود را گره بر دامن صحرا مزن

در محیط آفرینش خوش عنان چون موج باش

چون حباب از ساده لوحی خیمه بر دریا مزن

یا مرید سرو و گل، یا امت شمشاد باش

دست در هر شاخ همچون تاک بی پروا مزن

هر چه هر کس دارد از دریوزه دل یافته است

تا در دل می توان زد حلقه بر درها مزن

مرغ دست آموز روزی بی نیازست از طلب

در تلاش این شکار رام دست و پا مزن

مرد را گفتار بی کردار رسوا می کند

پنجه جرأت نداری آستین بالا مزن

از نصیحت کی شوند ارباب غفلت زنده دل؟

آب بی حاصل به روی صورت دیبا مزن

زهر قاتل را کند اکسیر خرسندی شکر

مشت خاکی گر رسد از دوست، استغنا مزن

صائب از خاموشیت بزم سخن افسرده شد

بیش ازین مهر خموشی بر لب گویا مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۶۱حلقه بر هر در چو خورشید سبک لنگر مزن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۶۲چرخ را خاکستری از برق سودا کرد حسن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶۳می گدازد شیشه دل را می رنگین حسن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۶۴گرد غم فرش است دایم در غم‌آباد وطن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۶۵چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶۶روز چون روشن شود زان روی انور یاد کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۶۷با کمند زلف تسخیر دل افگار کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶۸زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.