پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۶۳

می گدازد شیشه دل را می رنگین حسن

دل ز ساغر می برد صهبای دل شیرین حسن

نوبهار خنده گل در گریبان بگذرد

عالم افروزی کند چون خنده رنگین حسن

خویش را در کوچه بند آستین می افکند

پنجه موسی ز شرم ساعد سیمین حسن

عشق را نتوان به رنگ و بو شکار خویش کرد

دست خالی آید از گلشن برون گلچین حسن

بلبلان را روی گرم گل نوا پرداز کرد

آتشین گفتار گردد عشق از تلقین حسن

بوی آن سیب زنخدان زنده دل دارد مرا

ورنه عاشق پروری کفرست در آیین حسن

از شبیخون هوس گلزار عصمت ایمن است

تا چراغ شرم سوزان است بر بالین حسن

صرصر بی اعتدالی در بهار عشق نیست

رنگ و بو هرگز نمی بازد گل (و) نسرین حسن

در تماشاخانه فردوس خون خود خورد

دیده هر کس که چون صائب بود گلچین حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۶۵چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۶۶روز چون روشن شود زان روی انور یاد کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶۷با کمند زلف تسخیر دل افگار کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۶۸زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۶۹بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۷۰مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷۱سینه را از آرزو چون بی نیازان پاک کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۷۲سرکشی بگذار پیش امر حق تسلیم کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.