پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۶۵

چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن

این بنای سست پی را آهنین بنیاد کن

می‌شود وقتی که فریادت شود فریادرس

تا نفس در سینه داری ناله و فریاد کن

سرو را تشریف آزادی به رعنایی فکند

بندهٔ خود کن، ز رعنایی مرا آزاد کن

روزگار کامرانی را زکاتی لازم است

در حریم شعله ما را ای سمندر یاد کن

نیست غیر از عشق خضری در بیابان وجود

هر کجا گم‌گشته‌ای یابی، به عشق ارشاد کن

چند ای گل جلوه در کار تماشایی کنی؟

بینوایان قفس را هم به برگی یاد کن

می‌رساند موج کشتی را به ساحل بی‌خطر

صبر بر جور ادیب و سیلی استاد کن

گر دو صد تیغ زبان باشد ترا در عرض حال

در نیام خامشی چون سوسن آزاد کن

از کمند پیچ و تاب عشق صائب سر مپیچ

همچو جوهر ریشه محکم در دل فولاد کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۶۷با کمند زلف تسخیر دل افگار کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۶۸زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶۹بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷۰مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۷۱سینه را از آرزو چون بی نیازان پاک کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۷۲سرکشی بگذار پیش امر حق تسلیم کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷۳صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۷۴سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.