پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۶۶

روز چون روشن شود زان روی انور یاد کن

شب چو گردد تیره زان زلف معنبر یاد کن

صبح با خورشید تابان چون شود دست و بغل

از بیاض گردن و رخسار دلبر یاد کن

می‌توان کردن به عادت زهر را شیرین چو قند

در حیات از مرگ تلخ خود مکرر یاد کن

چون به بالین سر نهی یادآور از خشت لحد

چون برآری سر ز خواب از صبح محشر یاد کن

پیشتر زان کز فراموشان کند گردون ترا

گاه گاه از دوستان نیک محضر یاد کن

ای که چون خم تا به گردن در میان باده‌ای

از خمارآلودگان گاهی به ساغر یاد کن

وقت سیر برق و باران، ای بهار زندگی

از دهان خشک ما و دیدهٔ تر یاد کن

ای که ساغر می‌زنی چون خضر از آب حیات

از دل گرم و لب خشک سکندر یاد کن

این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است

چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۶۸زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۶۹بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۷۰مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷۱سینه را از آرزو چون بی نیازان پاک کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۷۲سرکشی بگذار پیش امر حق تسلیم کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۷۳صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷۴سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۷۵ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.