پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷۰

مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن

دانه دل را سپند شعله آواز کن

از ته دل چون سحر برکش نوای ساده ای

نقش بر بال تذروان چنگل شهباز کن

سهل باشد پرده قانون خود را ساختن

می توانی، طالع ناساز ما را ساز کن

ناقه را ذوق حدی (بر) دارد از دل فکر بار

زیر بار غم منه دل را، حدی آغاز کن

در رکاب برق دارد پای، فیض صبحگاه

ای کم از شبنم، درین گلزار چشمی باز کن

زیر کوه آهنین منت صیقل مرو

خانه آیینه دل را به می پرداز کن

ناخنی بر پرده های چنگ خواب آلود زن

عیش های شب پریشان گشته را آواز کن

غنچه باغ خموشی ایمن است از برگریز

لب ببند از گفتگو، خون در دل غماز کن

ماه صائب از نیاز خویش دایم زردروست

بی نیازی شیوه خود کن، به عالم ناز کن

این جواب آن که می گوید حکیم غزنوی

پادشاه امروز گشتی در جهان آواز کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷۲سرکشی بگذار پیش امر حق تسلیم کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۷۳صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۷۴سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷۵ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۷۶ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۷۷صبح شد ساقی نقاب دختر رز برفکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷۸گر طلبکار حضوری لب به غیبت وامکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۷۹نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.