پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷۶

ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن

حشر خواب آلودگان از نعره مستانه کن

مجلس از دود چراغ کشته ماتمخانه ای است

این مصیبت خانه را از باده عشرتخانه کن

از بت پندار زناری است هر مو بر تنم

تیشه مردانه ای در کار این بتخانه کن

سرمه سایی می کند در مغزها دود خمار

این جهان تیره را روشن به یک پیمانه کن

چهره گلگون برافروز از شراب آتشین

برگ برگ این چمن را بلبل و پروانه کن

ساغری لبریز کن از باده اندیشه سوز

هر که دعوای خردمندی کند دیوانه کن

می رود فیض صبوح از دست تا دم می زنی

پیش این دریای رحمت دست را پیمانه کن

در جهان بیخودی هوش و خرد بیگانه است

صاف ملک خویش را از لشکر بیگانه کن

کلک صائب پرده از کار جهان برداشته است

ساغر مردافکنی در کار این دیوانه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷۸گر طلبکار حضوری لب به غیبت وامکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۷۹نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۸۰صید دل زین بیش با موی میان خود مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۸۱سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸۲ای دل روشن حجاب از طارم اخضر مکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۸۳بر نظربازان ستم در ابتدای خط مکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۸۴در سرانجام عمارت عمر خود باطل مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸۵دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.