پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸۱

سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن

گر توانی آشنایی با نگاه خود مکن

رنگ بر رخساره عصمت مبادا بشکند

دستبازی با سر زلف سیاه خود مکن

قبله من، عکس در شرع حیا نامحرم است

خلوت آیینه را هم جلوه گاه خودمکن

خاطر رنگ حیا از برگ گل نازکترست

شاخ گل را زینت طرف کلاه خود مکن

لشکر غارتگر خط می رسد از گرد راه

تکیه بر جمعیت زلف سیاه خود مکن

پند صائب را در گوش غرور حسن ساز

بیش ازین آزار جان بی گناه خود مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۸۳بر نظربازان ستم در ابتدای خط مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸۴در سرانجام عمارت عمر خود باطل مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۸۵دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۸۶رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸۷مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۸۸شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۸۹از برای کام دنیا خویش را غمگین مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۹۰تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.