پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸۲

ای دل روشن حجاب از طارم اخضر مکن

آفتاب خویش را مغلوب نیلوفر مکن

زیر گردون باش چندانی که جسمت جان شود

گندمت چون آرد شد در آسیا لنگر مکن

حق نمایی کار هر آیینه بی زنگ نیست

تا بود دل، روی در آیینه دیگر مکن

دام تزویرست خاموشی سگ گیرنده را

نفس اگر عاجز نماید خویش را باور مکن

مرگ چون مو از خمیرت می کشد آسان برون

ریشه محکم در دل فولاد چون جوهر مکن

لنگر بحر حوادث دل به دریا کردن است

سیر این دریای پر آشوب، بی لنگر مکن

سفله را با خود طرف کردن طریق عقل نیست

زینهار از ناکسان صائب شکایت سر مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۸۴در سرانجام عمارت عمر خود باطل مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸۵دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۸۶رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۸۷مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸۸شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۸۹از برای کام دنیا خویش را غمگین مکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۹۰تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۹۱چون دو تا شد قدت از پیری گرانجانی مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.