پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۹۱

چون دو تا شد قدت از پیری گرانجانی مکن

بیش ازین استادگی با اسب چوگانی مکن

پیش دریا قطره را نعل سفر در آتش است

در گهر این قطره را زین بیش زندانی مکن

همچو اوراق خزان اسباب دنیا رفتنی است

خواب را بر چشم خود تلخ از نگهبانی مکن

گر شب خود را نسازی از دل بیدار روز

روز را چون شب ز خواب روز ظلمانی مکن

صورت دیوار می سازد ترا تن پروری

تکیه از غفلت به دیوار تن آسانی مکن

مرغ زیرک دام را در دانه می بیند عیان

در حضور موشکافان سبحه گردانی مکن

گریه را باشد اثرهای نمایان در سحر

با زمین پاک بخل از دانه افشانی مکن

زیر گردون ماهرویی نیست بی داغ کلف

پیش این ناشسته رویان مشق حیرانی مکن

تیزتر گردد ز سوهان تیغ های بی امان

بی سبب در کار مبرم چین پیشانی مکن

پاس دار از شور چشمان سنبل فردوس را

در میان جمع، اظهار پریشانی مکن

حرف حق با باطلان گفتن ندارد حاصلی

در زمین شور صائب دانه افشانی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۹۳شد در ایام کهنسالی گرانتر خواب من
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۹۴دامن خود را کشید آه سرو ناز از دست من
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۹۵می گذشت از پرده های آسمان فریاد من
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۹۶هرگز آهی سر نزد از جان غم فرسود من
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۹۷چون زند موج حلاوت کلک شکر بار من
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۹۸نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۹۹چند گردد قسمت افسردگان گفتار من؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۰۰می زداید بی کسی زنگ از دل افگار من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.