پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۹۰

تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن

ای ستمگر رشته امید ما کوته مکن

می شود جان تازه از آواز پای آشنا

از مزار کشتگان خویش پا کوته مکن

کشتی بی بادبان کمتر به ساحل می رسد

دست از دامان مردان خدا کوته مکن

سرسری از فیض صحرای طلب نتوان گذشت

از شتاب این راه را ای رهنما کوته مکن

بی کشش نتوان به پای آهن این ره را برید

دست خود ای سوزن از آهن ربا کوته مکن

می گشاید از دعا هر عقده مشکل که هست

مشکلی چون رودهد دست از دعا کوته مکن

شمع را فانوس از آفات می دارد نگاه

دست از دامان آن گلگون قبا کوته مکن

شکر این معنی که داری در حریم غنچه راه

از قفس پای خود ای باد صبا کوته مکن

می شود صائب دعا در دامن شب مستجاب

دست خود زنهار ازان زلف دوتا کوتاه مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۹۲آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۹۳شد در ایام کهنسالی گرانتر خواب من
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۹۴دامن خود را کشید آه سرو ناز از دست من
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۹۵می گذشت از پرده های آسمان فریاد من
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۹۶هرگز آهی سر نزد از جان غم فرسود من
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۹۷چون زند موج حلاوت کلک شکر بار من
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۹۸نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۹۹چند گردد قسمت افسردگان گفتار من؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.