پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۹۶

هرگز آهی سر نزد از جان غم فرسود من

چشم مجمر روشن است از آتش بی دود من

سوختم در دوزخ افسردگی، یارب که گفت

روی گرم از آتش سوزان نبیند عود من

گرم چون خورشید یک بار از در یاری درآ

سرمه ای شد چشم روزن ها ز آه و دود من

پنجه مرجان شود در بحر خجلت موج زن

دست چون بیرون کند مژگان خون آلود من

ضعف دل دارم مسیح از نبض من بردار دست

هست در سیب زنخدان بتان بهبود من

از سر سودای تیغ او گذشتن مشکل است

سر درین سودا نهادم تا چه باشد سود من

صائب از گلزار صلح کل خرامان می رسم

شیوه رنجش نمی داند دل خشنود من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۹۸نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۹۹چند گردد قسمت افسردگان گفتار من؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۰۰می زداید بی کسی زنگ از دل افگار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۰۱آه می دزدد نفس در سینه افگار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۰۲آسمان‌ها را به چرخ آرد دل پر شور من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۰۳مغز را آشفته می سازد دل پر شور من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۰۴دست کوته کرد زلف یار از تسخیر من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۰۵بی اثر تا چند باشد ناله شبگیر من؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.