پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰۳

مغز را آشفته می سازد دل پر شور من

پنبه برمی دارد از مینا می منصور من

جای حیرت نیست گر در خم نمی گیرد قرار

پاره شد زنجیر تاک از باده پر زور من

گرچه از داغ است در زیر سیاهی سینه ام

آب می گردد به چشم آفتاب از نور من

دامن دشت قناعت باغ و بستان من است

از کف دست سلیمان می گریزد مور من

گرچه بر من فکر روزی زندگی را تلخ ساخت

شش جهت شان عسل گردید از زنبور من

آه گرمی بود کز بی طاقتی قد می کشید

داشت شمعی بر سر بالین اگر رنجور من

سوده الماس می دارند از زخمم دریغ

آه اگر می خواست مرهم از کسی ناسور من

وای بر من گر نمی شد با هزاران زخم و داغ

سرد مهری های یاران مرهم کافور من

شد سیاهی صائب از داغ درون لاله محو

کی ندانم صبح خواهد شد شب دیجور من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۰۵بی اثر تا چند باشد ناله شبگیر من؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۰۶دل ز کاهش واصل آن یار جانی شد ز من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۰۷بی نقاب آن چهره را دیدن نمی آید ز من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۰۸از جفای چرخ نالیدن نمی آید ز من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۰۹بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۱۰چند آواز تو از بیرون رباید هوش من؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۱۱از هواداران شود دایم مکدر شمع من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱۲آه مظلوم است در بالا دوی ادراک من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.