پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰۶

دل ز کاهش واصل آن یار جانی شد ز من

این زمینی از ریاضت آسمانی شد ز من

مشت خاری داشتم تا آشیانی داشتم

باغها سر تا سر از بی آشیانی شد ز من

خانه داری دستگاه عیش بر من تنگ داشت

خانه یک شهر از بی خانمانی شد ز من

تا چو تاک از دست خود دادم عنان اختیار

نخل سرکش زیر دست از خوش عنانی شد ز من

ریختم در پیش دریا آبروی خود، ولیک

صد صدف سیراب از گوهرفشانی شد ز من

چون گل رعنا درون خویش اندودم به خون

تا درین بستانسرا رنگ خزانی شد ز من

می کنم صائب قضا گر عمر کوتاهی نکرد

آنچه فوت از زندگی در شادمانی شد ز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۰۸از جفای چرخ نالیدن نمی آید ز من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۰۹بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱۰چند آواز تو از بیرون رباید هوش من؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۱۱از هواداران شود دایم مکدر شمع من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱۲آه مظلوم است در بالا دوی ادراک من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۱۳بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۱۴از گهر گرد یتیمی شست آب چشم من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱۵سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.