پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۱۰

چند آواز تو از بیرون رباید هوش من؟

ره نیابد دردرون چون حلقه در گوش من

در میان سرو، قمری دست خود را حلقه کرد

چند باشد حلقه بیرون در آغوش من؟

چون شراب کهنه ام آسوده در مینا، ولی

می نماید خویش را در کاسه سر، جوش من

کوه را از بردباری گرچه بر سر می نهم

سایه دست نوازش برنتابد دوش من

دشمنان را می شود از هیبت من دل دو نیم

جوهر تیغ دو دم دارد لب خاموش من

بیش می گردد جنون من ز سنگ کودکان

نیستم بحری که از لنگر نشیند جوش من

چون شکرخندی دهد رو، می شوم صائب غمین

نیش چون زنبور در دنبال دارد نوش من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۱۲آه مظلوم است در بالا دوی ادراک من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۱۳بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱۴از گهر گرد یتیمی شست آب چشم من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۱۵سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱۶نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۱۷با سیه چشمان بود بزم می گلگون من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۱۸گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱۹پیش خونم شعله آتش سپر انداخته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.