پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۱۶

نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من

از پشیمانی دل خود می خورد مهمان من

در مصیبت خانه ام گرد تعلق فرش نیست

سیل خجلت می برد از خانه ویران من

از تنور خاک، نان من فطیر آمد برون

از تنور آسمان تا چون برآید نان من

قطع پیوند تعلق کرده ام زین خاکدان

داغ دارد خار را کوتاهی دامان من

می کند با آستین جوهر ز روی تیغ پاک

آن که می چیند به دامن اشک از مژگان من

گریه من بحر را در حقه گرداب کرد

کیست مرجان تا زند سرپنجه با مژگان من؟

از تنور هر حبابی سر کشد طوفان نوح

چون به دریا رو نهد چشم محیط افشان من

نکهت زلف تو راه شش جهت را بسته است

از کدامین ره به هوش آید دل حیران من؟

در سر شوریده من عقل شد سودای عشق

دیو یوسف می شود در پله میزان من

صائب از بس شور معنی هر طرف انگیخته است

یادی از دیوان محشر می دهد دیوان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۱۸گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۱۹پیش خونم شعله آتش سپر انداخته است
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲۰اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲۱عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۲۲می کند در پرده دل سیر دایم آه من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲۳چون زند دامان وحشت بر کمر سودای من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۲۴بس که دارد ناتوانی ریشه در اعضای من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۲۵بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.