پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۱۳

بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من

روی می مالد به خاک آیینه را تمثال من

بلبل من از حریم بیضه تا آمد برون

گل ز شبنم خیمه بیرون زد به استقبال من

نامرادی مطلب افتاده است در راه طلب

ورنه مطلب پاکشان می آید از دنبال من

دیده ام در بی پر و بالی گشاد خویش را

ناخن پرواز نگشاید گره از بال من

گرچه ساغر در خو مجلس به دور افکنده ام

کوه را از پا درآرد رطل مالامال من

هدیه ای اهل هنر را به ز عیب خویش نیست

عیبجو بیهوده افتاده است در دنبال من

یک سر مو بر تنم بی پیچ و تاب عشق نیست

می شود آیینه صاحب جوهر از تمثال من

می شدم صائب در اقلیم سخن صاحبقران

گر نمی شد صرف تسخیر بتان اقبال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۱۵سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۱۶نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱۷با سیه چشمان بود بزم می گلگون من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۱۸گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱۹پیش خونم شعله آتش سپر انداخته است
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲۰اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۲۱عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۲۲می کند در پرده دل سیر دایم آه من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.