پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰۹

بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من

دست گلچین می رود از کار از آواز من

رشته ذوق گرفتاری به بالم بسته اند

نگذرد از گوشه بام قفس پرواز من

جوهرم را تا به سنگ امتحان زد کوهکن

تیشه فولاد خود را کرد پای انداز من

سهل باشد از فغانم گر قفس مجمر شود

بیضه چون فانوس بود از شعله آواز من

همچو شاخ پر ثمر وقت است پشتش بشکند

از هجوم عندلیبان گوشه های ساز من

تا به دارالامن صلح کل رسیدم، کبک مست

خواب راحت می زند در چنگل شهباز من

صبحم، اما چون شبم در پرده پوشی ها مثل

مشرق لب را نداند آفتاب راز من

سر فرو نارد به شاخ پست طوبی فطرتم

می زند پر در فضای لامکان، انداز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۱۱از هواداران شود دایم مکدر شمع من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۱۲آه مظلوم است در بالا دوی ادراک من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱۳بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۱۴از گهر گرد یتیمی شست آب چشم من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱۵سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۱۶نیست جز لخت جگر چیزی دگر بر خوان من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۱۷با سیه چشمان بود بزم می گلگون من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱۸گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.