پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰۱

آه می دزدد نفس در سینه افگار من

غنچه می خسبد نسیم صبح در گلزار من

پرده گنج است ویرانی، که تا محشر مباد

سایه افتادگی کم از سر دیوار من!

بلبل تصویر، گلبانگ نشاط از دل کشید

چند باشد غنچه زیر بال و پر منقار من؟

با دم جان پرور شمشیر عادت کرده است

از دم عیسی هوا یابد دل بیمار من

آسیا را دانه جان سخت من دندان شکست

آسمان بیهوده می کوشد پی آزار من

گرچه از مژگان کلکم آب حیوان می چکد

می توان گرد کسادی رفت از بازار من

هیچ گه دست حوادث از سرم کوته نبود

قطره می زد در رکاب سیل دایم خار من

صائب از بس چرخ در کارم گره افکنده است

رشته تسبیح در تاب است از زنار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۰۳مغز را آشفته می سازد دل پر شور من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۰۴دست کوته کرد زلف یار از تسخیر من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۰۵بی اثر تا چند باشد ناله شبگیر من؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۰۶دل ز کاهش واصل آن یار جانی شد ز من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۰۷بی نقاب آن چهره را دیدن نمی آید ز من
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۰۸از جفای چرخ نالیدن نمی آید ز من
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۰۹بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱۰چند آواز تو از بیرون رباید هوش من؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.