پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸۶

رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن

این در واکرده را در بسته از دربان مکن

هست در عین عدالت آب جان بخش حیات

چون سکندر جستجوی چشمه حیوان مکن

می توان از جوع تا جسم گران را روح کرد

روح را جسم گران از سیری ای نادان مکن

از سپر انداختن تا می شود مغلوب خصم

از نیام قهر تیغ خویش را عریان مکن

صبح را رخسار خندان از شفق در خون کشید

مد عمر خویش کوتاه از لب خندان مکن

می گدازندت به چشم شور چون ماه تمام

همچو ماه نو قبول پرتو احسان مکن

تا نگردی خوار در چشم عزیزان جهان

یوسف بی جرم را زنهار در زندان مکن

اختیار سر چو در دست تو ای سرگشته نیست

زندگی را صرف در فکر سر و سامان مکن

جز خموشی درد بی درمان ندارد چاره ای

شکوه چون بی طاقتان از درد بی درمان مکن

از نظر بازی دل معمور می گردد خراب

خانه ای را از برای روزنی ویران مکن

در نظر واکردنی طی می شود عمر حباب

تکیه ای بی مغز بر عمر سبک جولان مکن

دل به دریا کرده را هر موج صائب ساحل است

دست چون شستی ز جان اندیشه از طوفان مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۸۸شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸۹از برای کام دنیا خویش را غمگین مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۹۰تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۹۱چون دو تا شد قدت از پیری گرانجانی مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۹۲آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۹۳شد در ایام کهنسالی گرانتر خواب من
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۹۴دامن خود را کشید آه سرو ناز از دست من
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۹۵می گذشت از پرده های آسمان فریاد من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.