پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷۷

صبح شد ساقی نقاب دختر رز برفکن

زان لب شیرین، نمک در دیده ساغر فکن

آتشی در دل ز عشق لاابالی برفروز

آرزوی خام را چون عود در مجمر فکن

صیقلی کن سینه خود را ز موج اشک و آه

دفتر آیینه را در پیش اسکندر فکن

جمع کن خار و خس این دشت را چون گردباد

در گریبان سپهر و دیده اختر فکن

از صدف آیین دشمن پروری را یاد گیر

تیغ اگر بارد به فرقت، از دهن گوهر فکن

شهپر سالک سبکباری است در راه طلب

هر که دستار ترا خواهد، به پایش سرفکن

نعل وارونی است هر موجی درین دریای خون

هر کجا بیم خطر افزون بود لنگر فکن

آرمیدن شعله را مغلوب خاکستر کند

رخنه ها در سینه افلاک، چون مجمر فکن

دولت بیدار در زیر سر افتادگی است

خواب در هر جا که سنگینی کند، لنگر فکن

تا مگر صائب چراغ کشته ات روشن شود

چند روزی در گریبان خواب را اخگر فکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷۹نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸۰صید دل زین بیش با موی میان خود مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۸۱سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۸۲ای دل روشن حجاب از طارم اخضر مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸۳بر نظربازان ستم در ابتدای خط مکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۸۴در سرانجام عمارت عمر خود باطل مکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۸۵دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸۶رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.