پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷۱

سینه را از آرزو چون بی نیازان پاک کن

از دل بی مدعا خون در دل افلاک کن

برنمی آیی به شرم نوبهار رستخیز

دانه خود را بسوزان، آنگهی در خاک کن

تا نیفتاده است از پرگار، غربال بدن

خرمن خود را به چندین چشم از غش پاک کن

در طریق جانفشانی از شراری کم مباش

خرده جان صرف آن رخسار آتشناک کن

بر امید صبحدم شب را به غفلت مگذران

فیض صبح از آه سرد خویشتن ادراک کن

هیزم تر بیش ازین مفروش پیش عارفان

دست کوتاه از عصا و شانه و مسواک کن

انتظار مرگ بی پروا کشیدن کاهلی است

راه خود نزدیک چون پروانه چالاک کن

چند بر بستر نهی پهلو چو خواب آلودگان؟

چون سبکروحان کمند وحدت از فتراک کن

یوسف سیمین بدن را با قبا در بر مکش

از نسیم صبحدم چون گل گریبان چاک کن

در زمین پاک ریزد دانه ابر نوبهار

گوهر شهوار خواهی چون صدف دل پاک کن

تا درین بستان به کف داری عنان اختیار

گریه ای، صائب به عذر کجروی چون تاک کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷۳صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۷۴سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۷۵ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷۶ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۷۷صبح شد ساقی نقاب دختر رز برفکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۷۸گر طلبکار حضوری لب به غیبت وامکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷۹نیستی چون اهل معنی لب به دعوی وا مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸۰صید دل زین بیش با موی میان خود مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.