پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵۷

آب را بر باد ده، در چشم آتش خاک زن

فرد شو چون مهر تابان خیمه بر افلاک زن

تا به کی از هستی موهوم باشی در حجاب؟

ماه تابانی، گریبان کتان را چاک زن

تنگدستان را به دولت می رساند فال نیک

در گریبان سر چو دزدی، فال آن فتراک زن

اول از بدگویی مردم دهن را پاک کن

بعد ازان بر گوشه دستار خود مسواک زن

نشأه رندی و می با یکدگر زیبنده است

باده بی باک را با مردم بی باک زن

وحشی عشرت به آسانی نمی آید به دام

پنجه امیدواری در کمند تاک زن

دست و لب در چشمه آتش بشو چون آفتاب

بعد ازان خود را به قلب آب آتشناک زن

عدل را در وقت ظلم ای محتسب منظور دار

حد ما چون می زنی باری به چوب تاک زن!

چند صائب مرکز نه حلقه ماتم شوی؟

خیمه بیرون از مصیبت خانه افلاک زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۵۹نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۶۰با توانایی به اهل فقر استغنا مزن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶۱حلقه بر هر در چو خورشید سبک لنگر مزن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۶۲چرخ را خاکستری از برق سودا کرد حسن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۶۳می گدازد شیشه دل را می رنگین حسن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶۴گرد غم فرش است دایم در غم‌آباد وطن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۶۵چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶۶روز چون روشن شود زان روی انور یاد کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.