پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵۶

غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن

یا چو لب وا کردی از هم غوطه ها در خار زن

جانب سنبل عزیز و خاطر گل نازک است

نغمه خونین گره در غنچه منقار زن

چند خواهی پای در گل بود در صحن چمن؟

ای گل کاهل شبیخونی بر آن دستار زن

بگسل از سررشته تسبیح ای کوتاه بین

حلقه بر موی میان کفر چون زنار زن

اختیار باغ در دست رضای بلبل است

رخصت از بلبل بگیر آنگه در گلزار زن

رو گشاده چون هدف در خاکدان دهر باش

خنده رنگین به پیکان چون لب سوفار زن

چاره آیینه رسوا، شکستن می کند

حرف حق تا نشنوی منصور را بر دار زن

نیست دستار ترا از طره بهتر هیچ گل

شاخ گل گو در هوایش بر زمین دستار زن

روی گرمی از تو دارد چشم، کلک ترزبان

نیش برقی بر رگ این ابر گوهربار زن

چاشنی هر دهن را یافتی صائب برو

بوسه چندی به رغبت بر دهان یار زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۵۸از خموشی مشت خاک بر دهان قال زن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵۹نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶۰با توانایی به اهل فقر استغنا مزن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۶۱حلقه بر هر در چو خورشید سبک لنگر مزن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۶۲چرخ را خاکستری از برق سودا کرد حسن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶۳می گدازد شیشه دل را می رنگین حسن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۶۴گرد غم فرش است دایم در غم‌آباد وطن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶۵چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.