پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۸۱

روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام

نقش مراد از آینه گل ندیده ام

آن صید تشنه ام که درین دشت آتشین

آبی بغیر تیغ تغافل ندیده ام

در باغ اگر چه چشم چو شبنم گشوده ام

از شرم عندلیب رخ گل ندیده ام

زان زنده مانده ام که هنوز از حجاب عشق

رخسار یار را به تأمل ندیده ام

مرد مصاف در همه جا یافت می شود

در هیچ عرصه مرد تحمل ندیده ام

با خصم در مقام تلافی ازان نیم

کز تیغ انتقام تعلل ندیده ام

قانع به بوی پیرهن از وصل گل شده است

عاشق به سیر چشمی بلبل ندیده ام

دوری ز یار صائب و خامش نشسته ای

عاشق به این شکیب و تحمل ندیده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۸۳از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۸۴در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۸۵رنگین شده است بس که ز خونین ترانه‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۸۶تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۸۷هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۸۸هر چند از گهر صدف آسا لبالبم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۸۹امشب که داغ بر دل افگار سوختم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۹۰دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.