پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۸۰

روی سخن ز آینه‌رویان ندیده‌ام

گاهی ز پشت آینه حرفی شنیده‌ام

در قبضه من است رگ خواب هرچه هست

هر کوچه‌ای که هست به عالم دویده‌ام

لب‌تشنهٔ فراقم و آمادهٔ وداع

تیر ز شست جسته، کمان کشیده‌ام

از جور روزگار ندارم شکایتی

این گرگ را به قیمت یوسف خریده‌ام

دامن‌فشان گذشته‌ام از باغ چون نسیم

چون گل به رنگ و بوی بساطی نچیده‌ام

مورم ولی به بال و پر حرف شکرین

خود را به روی دست سلیمان کشیده‌ام

جوشیده‌ام به دشمن خونخوار چون شراب

بر روی تیغ گرم‌تر از خون دویده‌ام

آن دانه‌ام که سرمه شده است استخوان من

تا خویش را ز خوشه به خرمن کشیده‌ام

چون شمع اگر چه هر رگ من جوی آتشی است

در کام اهل دل ثمر نارسیده‌ام

همت به سیر چشمی من ناز می‌کند

آب حیات را به تکلف چشیده‌ام

بر روی نازبالش گل تکیه می‌کند

عاشق به شوخ چشمی شبنم ندیده‌ام

اهل نظر به چشم مرا جای می‌دهند

آن قطره‌ام کز آبله دل چکیده‌ام

صائب چو نیست اهل دلی در بساط خاک

من نیز پا به دامن عزلت کشیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۸۲سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۸۳از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۸۴در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۸۵رنگین شده است بس که ز خونین ترانه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۸۶تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۸۷هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۸۸هر چند از گهر صدف آسا لبالبم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۸۹امشب که داغ بر دل افگار سوختم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.