پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۸۸

هر چند از گهر صدف آسا لبالبم

نتوان به تیغ ساختن از هم جدا لبم

تا کام من ز شهد خموشی گرفت کام

از یکدگر نشد ز حلاوت جدا لبم

هر چند در لباس شکرخند می زنم

از دل چو پسته زهر نهفته است تا لبم

چون صبح می کشم نفس ساده از جگر

آسوده است از سخن مدعا لبم

انگشت زینهار برآورد از زبان

از بس گزیده شد ز حدیث خطا لبم

مانند تیغ اگر چه به جوهر سرآمدم

صائب به حرف لاف نشد آشنا لبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۹۰دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۹۱تا همچو لعل، رنگ به رخسار داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۹۲با هرکه روی حرف به جز یار داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۹۳از دست رفت دامن یاری که داشتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۹۴چون زلف دست بر کمر یار یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۹۵چشم دلم ستاره فشان بود صبحدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۹۶امشب به آه سرد ره خواب می‌زدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۹۷از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.