پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۹۶

امشب به آه سرد ره خواب می‌زدم

در کوی یار، سیر چو مهتاب می‌زدم

در جام دیده پاره دل می‌گداختم

جولانگه خیال ترا آب می‌زدم

مژگان به هم رساندنم از بی‌غمی نبود

هر لحظه نیشتر به رگ خواب می‌زدم

فکر دهان تنگ توام داشت در میان

تا صبح بی‌پیاله می ناب می‌زدم

چون موج، سینه بر دل دریای پرخطر

از اشتیاق گوهر نایاب می‌زدم

تا صبح بود صحبت من گرم با خیال

بر یاد شمع سینه به مهتاب می‌زدم

از شغل گریه مطلب دیگر نداشتم

آبی به روی بخت گران‌خواب می‌زدم

سنگ از تپیدن دل بی‌تاب خویشتن

تا صبحدم به سینه محراب می‌زدم

می‌شد چو نقطه دایره حیرتم وسیع

چندان که سیر و دور چو گرداب می‌زدم

از ضعف اگرچه بال پریدن نداشت چشم

فال مراد دیدن احباب می‌زدم

صائب نبود بی‌سببی اضطراب من

دامن به آتش دل بی‌تاب می‌زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۹۸با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۹۹بی خواست بس که بار دل گلستان شدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۰۰عمری چو گرد در قدم کاروان شدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۰۱موی میان نبود که من همچو مو شدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۰۲خط تو ریشه در رگ جان می دواندم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۰۳با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۰۴تا چند خون زرشک تماشاییان خورم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۰۵همت بلند نام شد از طبع سرکشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.