پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰۵

همت بلند نام شد از طبع سرکشم

گوگرد احمر خس و خارست آتشم

با آن که سنگ را به نظر لعل می کنم

از خاک تیره است چو خورشید مفرشم

در قبضه تصرف گردون کج نهاد

از راست خانگی چو کمان در کشاکشم

اندیشه از سیاهی لشکر چرا کنم؟

چون آفتاب مشرق تیرست ترکشم

از سوختن چگونه گریزم، که چون سپند

برآسمان اگر شده ام رزق آتشم

دارم چو موج تنگ در آغوش بحر را

وز جوش اشتیاق همان در کشاکشم

صائب چرا به رشته مریم برم پناه؟

شیرازه گیر نیست حواس مشوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰۷از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۰۸از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۰۹از گریه شبانه فزاید جلای چشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۰از زلف او چگونه دل ناتوان کشم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱۱آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱۲از روی نرم سرزنش خار می کشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱۳اول سری به رخنه دیوار می کشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۱۴تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.