پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱۴

تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم

چون ساغری ز باده گلرنگ می کشم

شبدیز عقل ترک حرونی نمی کند

گلگون باده را به ته تنگ می کشم

خال تو سنگ کم به ترازوی من نهاد

من هم متاع دل به همین سنگ می کشم!

قرب مکان تسلی عاشق نمی دهد

در پای ناقه ناله به فرسنگ می کشم

آتش ز چشم تیشه فرهاد می جهد

هر ناخنی که بر جگر سنگ می کشم

صائب خمار زور چو می آورد به من

مینای باده را به بغل تنگ می کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱۶سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱۷دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۸از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۹چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۲۰کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۲۱چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۲۲آغاز خط مفارقت از یار می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲۳روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.