پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۲۰

کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟

این خون گرم را هدف نیشتر کنم

نه سجده ای به جبهه و نه بوسه ای به لب

از آستان او به چه سامان سفر کنم؟

چون تیغ آبدار رود در گلوی من

گر بی لبت به آب خضر کام ترکنم

پروانه نیستم که به یک بال سوختن

معشوق را حواله به آه سحر کنم

از باغ رفتنم نه ز بیمهری گل است

چندان دماغ نیست که با گل بسر کنم

در کار عشق سعی مرا دست دیگرست

صد نخل شعله سبز ز تخم شرر کنم

آن به که از میان نبرم داغ لاله را

از باطن سیاه زبانان حذر کنم

چون شوق را به حرف تسلی کنم ز تو؟

چون تشنگی علاج به آب گهر کنم؟

صائب سرم چو گرم شود از می صبوح

خورشید را ز خنده مستانه تر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۲۲آغاز خط مفارقت از یار می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۲۳روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۲۴دل را جلا به دیده نمناک می کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۲۵لب چون صدف به آب گهر تر نمی‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۲۶نزدیک من میا که ز خود دور می شوم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۲۷نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۲۸می می کشند لاله عذاران ز روی هم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲۹تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.