پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱۹

چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم

دستی به دل گذارم و دستی به سر زنم

گر می زنم به هم کف افسوس دور نیست

بال و پرس نمانده که بر یکدگر زنم

اکنون که تیغ من سپر و تیر شد کمان

دستی مگر به ترکش آه سحر زنم

ای سرو خوش خرام ز پیش نظر مرا

چندان مرو که دامن جان بر کم زنم

از گریه شمرده من شد جهان خراب

ای وای اگر به آبله ها نیشتر زنم

در زیر چرخ سعی به جایی نمی رسد

در تنگنای بیضه چه بیهوده پر زنم؟

از چشم بد چکیده الماس می شود

از گریه مشت آبی اگر بر جگر زنم

هر چند طوطیم، علف تیغ می شوم

از هر کجا چو سبزه بیگانه سر زنم

صائب هزار نیش ز هر خار می خورم

در راه عشق گامی اگر بیخبر زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۲۱چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۲۲آغاز خط مفارقت از یار می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۲۳روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۲۴دل را جلا به دیده نمناک می کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۲۵لب چون صدف به آب گهر تر نمی‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۲۶نزدیک من میا که ز خود دور می شوم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۲۷نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲۸می می کشند لاله عذاران ز روی هم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.