پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱۳

اول سری به رخنه دیوار می کشم

دیگر به آشیانه خود خار می کشم

سوزن تمام چشم شد از انتظار و من

با ناخن شکسته ز پا خار می کشم

چون زاهدان به مهره گل دل نبسته ام

از سبحه بیش غیرت ز نار می کشم

امسال خنده ام نه چو گل از ته دل است

خمیازه بر شکفتگی پار می کشم

از خار خار تیغ به تن پوست می درد

از خون فزون ز نیشتر آزار می کشم

دارم به هر دو دست دل نازک ترا

از موم گرد آینه دیوار می کشم

در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟

داغم به فرق و منت دستار می کشم

در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟

داغم به فرق و منت دستار می کشم

با شانه دست کرده یکی در شکست من

دست از میان طره طرار می کشم

آیینه ام، به جامه خاکستری خوشم

از بخت سبز زحمت زنگار می کشم

صائب ز کوچه گردی زلف آمدم به تنگ

خود را به گوشه دهن یار می کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱۵از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱۶سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۷دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۸از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱۹چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۲۰کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۲۱چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲۲آغاز خط مفارقت از یار می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.