پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱۵

از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم

این درد از هزار دوا کرد فارغم

هر چند سوخت تخم مرا عشق، خوشدلم

کز خار نشو و نما کرد فارغم

قد تو از قیامت نقدی که جلوه داد

از انتظار روز جزا کرد فارغم

شادم به غنچه دل مشکل گشای خویش

کز منت نسیم صبا کرد فارغم

چون مغز بی حجاب برون آمدم ز پوست

عشق یگانه از دو سرا کرد فارغم

حیرانیی که شد ز محبت مرا نصیب

از امتیاز درد و دوا کرد فارغم

صحرا به من ز راهنما تنگ گشته بود

آوارگی ز راهنما کرد فارغم

شکر خدا که دیدن آن لعل آبدار

ازناز خشک آب بقا کرد فارغم

مشرب درین جهان ندهد گر نتیجه ای

این بس که از عصا و ردا کرد فارغم

دریافتم حقیقت دنیای پوچ را

دل زین سراب آب نما کرد فارغم

صائب ربود جاذبه دل مرا ز خلق

زین همرهان آبله پا کرد فارغم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱۷دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱۸از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۹چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۲۰کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۲۱چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۲۲آغاز خط مفارقت از یار می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۲۳روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲۴دل را جلا به دیده نمناک می کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.