پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰۹

از گریه شبانه فزاید جلای چشم

باشد ز اشک گرم چراغ سرای چشم

اجزای حسن زیر و زبر می شود ز خط

جز پیشگاه جبهه و دولتسرای چشم

از قید خط و زلف امید نجات هست

بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم

از باز چشم بسته نیاید اگر شکار

چون می برد ز اهل نظر دل حیای چشم؟

خیزد به رنگ دود ز مژگان نگه مرا

گرم است بس که از دل گرمم هوای چشم

در منزلت ز خنده اگر گریه بیش نیست

بالاتر از دهن ز چه دادند جای چشم

صائب غبار اگر چه به آیینه دشمن است

از خط چون غبار بود توتیای چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱۱آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱۲از روی نرم سرزنش خار می کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۳اول سری به رخنه دیوار می کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۴تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱۵از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱۶سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱۷دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۱۸از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.