پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱۱

آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم؟

این بس که گاهی از قلم او سخن کشم

باد خزان که خار به چشمش شکسته باد!

نگذاشت همچو غنچه نفس در چمن کشم

مرغی به آشیانه خود خار اگر برد

صد ناله غریب ز شوق وطن کشم

از بوسه غیر دلزده گردیده است و من

در فکر این که چون زلب او سخن کشم

تیغ اجل دو دست مرا گر قلم کند

مشق جنون همان به بیاض کفن کشم

خون از دماغ غنچه تصویر گل کند

در محفلی که شانه به زلف سخن کشم

صائب زبس که دست زعالم کشیده ام

شرم آیدم که دست به زلف سخن کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱۳اول سری به رخنه دیوار می کشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱۴تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۵از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۶سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱۷دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱۸از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱۹چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۲۰کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.