پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱۰

از زلف او چگونه دل ناتوان کشم؟

در دست دیگری است عنانم چسان کشم؟

مرکز شود ز تنگی دل در نظر مرا

خود را اگر به دایره لامکان کشم

دامان برگ گل نه به اندازه من است

خاری به آشیان مگر از گلستان کشم

از رشته سخن، به سخن واشود گره

حرف از زبان او به کدامین زبان کشم؟

از بیم چشم، چون گل رعنا درین چمن

بر روی نوبهار نقاب خزان کشم

چون موج در میان ز کنارم کشد محیط

هر چند خویش را به کنار از میان کشم

چون تیر کج مرا ز هدف دست کوته است

خمیازه ای ز دور مگر چون کمان کشم

گل را به بر چگونه کشم کز حجاب عشق

شرم آیدم که بوی گل از گلستان کشم

صائب ز گل چو قسمت من نیست غیر خار

بیهوده ناز خشک چه از گلستان کشم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱۲از روی نرم سرزنش خار می کشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱۳اول سری به رخنه دیوار می کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۴تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۵از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱۶سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱۷دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱۸از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۱۹چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.