پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰۶

چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم

یارب چه بود مصلحت از بود آتشم؟

پروانه مرا به چراغ احتیاج نیست

چون کرم شبچراغ زراندود آتشم

آسوده اند سوختگان از گداز عشق

از خامیی که هست مرا، عود آتشم

پای چراغ سوختگان است سینه ام

از داغ عشق، کعبه مقصود آتشم

سوزی که هست در جگر من مرا بس است

خامی نمی کند هوس آلود آتشم

دیگر عنان گریه نیارد نگاه داشت

در دیده ای که سرمه کشد دود آتشم

نه مستحق عشقم و نه در خور هوس

بیگانه بهشتم و مردود آتشم

خاکسترست حاصل نشو و نمای من

بی عاقبت چو خرمن نابود آتشم

از آه کم نشد پرکاهی غم از دلم

شد چهره کهربایی ازین دود آتشم

چون گوهر گرامی آدم درین بساط

مسجود آفرینش و مردود آتشم

صائب نگشت نرم دل آهنین من

عمری است گرچه در کف داود آتشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰۸از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۰۹از گریه شبانه فزاید جلای چشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱۰از زلف او چگونه دل ناتوان کشم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۱۱آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱۲از روی نرم سرزنش خار می کشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱۳اول سری به رخنه دیوار می کشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱۴تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۱۵از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.