پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰۳

با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم

چشم غبار دیده ام، از توتیا ترم

در آفتابروی قناعت نشسته ام

از سایبان منت بال هما ترم

ای سیل بگذر از سر ویرانیم که من

از نقش پای ریگ روان بی بقا ترم

جرم مرا چو اشک میاور به روی من

کز جبهه تا (به) نقش قدم از حیا ترم

دورم مکن به تهمت بیگانگی که من

از معنی بلند به دل آشنا ترم

حسنش همان به ساغر می جلوه می کند

از اشک تاک اگر چه بسی باصفا ترم

روزی که در پیاله می لاله رنگ نیست

از عندلیب فصل خزان بینوا ترم

هر چند می دهم به غزل داد خسروی

صائب همان ز عرفی شیرین ادا، ترم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰۵همت بلند نام شد از طبع سرکشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۰۶چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۰۷از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۰۸از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۰۹از گریه شبانه فزاید جلای چشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱۰از زلف او چگونه دل ناتوان کشم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۱۱آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۱۲از روی نرم سرزنش خار می کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.