پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۹۸

با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم

تا پرده دار خرده راز نهان شدم

چون ماه مصر، قیمت من خواست عذر من

گر یک دو روز بار دل کاروان شدم

از خار راه من گل امید می دمد

اکنون که همچو سیل به دریا روان شدم

سیلاب من کجا به محیط بقا رسد؟

زینسان که از غبار علایق گران شدم

افتاد حرف من به زبان چون دهان یار

هر چند بیشتر ز نظرها نهان شدم

هرگز شکوفه ام به ثمر بارور نشد

چون صبح اگر چه پیر درین بوستان شدم

چون خار دلشکسته درین بوستانسرا

شرمنده نسیم بهار و خزان شدم

در موسمی که بال برآرد ز لاله سنگ

چون بیضه پا شکسته درین آشیان شدم

درد طلب به مرگ ز من دست بر نداشت

آخر چو موج کشتی ریگ روان شدم

رضوان نداشت منصب دربانی بهشت

روزی که من ریاض ترا باغبان شدم

تا شد قبول پیر خرابات خدمتم

صائب امیدوار به بخت جوان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰۰عمری چو گرد در قدم کاروان شدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۰۱موی میان نبود که من همچو مو شدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۰۲خط تو ریشه در رگ جان می دواندم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۰۳با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۰۴تا چند خون زرشک تماشاییان خورم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۰۵همت بلند نام شد از طبع سرکشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۰۶چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۰۷از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.