پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰۰

عمری چو گرد در قدم کاروان شدم

تا همچو ناله با جرسی همزبان شدم

از عشق من ز چرخ گذشت آفتاب تو

سرو تو قد کشید چو من باغبان شدم

تا چند بانفاق کسی هم نمک شود؟

دلسرد از آشنایی این دوستان شدم

پرواز، دانه خور نکند بلبل مرا

چون سبزه پا شکسته این بوستان شدم

صائب کسی به رتبه شعرم نمی رسد

دست سخن گرفتم و بر آسمان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰۲خط تو ریشه در رگ جان می دواندم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۰۳با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۰۴تا چند خون زرشک تماشاییان خورم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۰۵همت بلند نام شد از طبع سرکشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۰۶چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۰۷از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۰۸از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۰۹از گریه شبانه فزاید جلای چشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.