پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۸۴

در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام

خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام

شد تشنه تر ز باده روشن پیاله ام

خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام

مجنون من به گوش فلک حلقه می کشید

روزی که بود ناف غزالان پیاله ام

هر دانه ای به دام نمی آورد مرا

باشد ز کوه قاف چو عنقا نواله ام

پیر مرا فسرده نسازد چو دیگران

با کهنگی جوان چو می دیر ساله ام،

ز افسردگی اگر می لعلی کنم به جام

چون لاله خون مرده شود در پیاله ام

داغی که بود بر جگر از چشم لیلیم

شد تازه از سیاهی چشم غزاله ام

دیگر عنان دل نتواند نگاه داشت

صائب به گوش هر که رسد آه و ناله ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۸۶تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۸۷هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۸۸هر چند از گهر صدف آسا لبالبم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۸۹امشب که داغ بر دل افگار سوختم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۹۰دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۹۱تا همچو لعل، رنگ به رخسار داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۹۲با هرکه روی حرف به جز یار داشتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۹۳از دست رفت دامن یاری که داشتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.